داشتم به این فکر میکردم ک چرا اینجا رو هنوز نگه داشتم ؟
من دیگه اون ادم قبلی نیستم
یه ادم شکسته با یه زندگی داغون که سعی میکنه فقط زنده بمونه شاید بتونم خودمو اینجوری توصیف کنم
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
بسی دلمان تنگ شده بود برای اینجا...
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
جدیدا حتی نوشتنم برام سخت شده الان دوست دارم برم بالای یه کوه و تا میتونم داد بزنم و گریه کنم از اون موقعهاییه که کلی حرف دارم کلی دلتنگی دارم کلی ناراحتی دارم و نمیتونم کاری کنم و نمیتونم به کسی بگم
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
راستی روزباباهاتون مبارک
دارم ب این فک میکنم که امسال اولین سالیه که فاطمه سادات بابا نداره و شعرایی که همیشه واسه باباش میگه رو امروز باید ببره بهشت معصومه
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
دیگ میلی واسه نوشتن توی دفترم ندارم یجورایی سختمه و اینک بد از مرگم حالا هر چند سال های دیگه ولی خب اون دفتر هستو ممکنه دست یکی بیوفته اما وبلاگ هیچوقت اینجوری نیست میشه گفت ی دنیای مخفیه و دوست داشتنی
دیشب داشتم با زهرا صحبت میکردم چقدر خوبه ی نفر اینقدر درکت کنه و بتونه آرومت کنه میشع ی عالمه از این دوستا وجد داشته باشه؟
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
روز مرگیاتونو یجا ثبت کنید تا یادتون نره.
وقتی امروز کامنتاتونو خوندم فهمیدم هنوز کسایی م وبلاگ میخونن منقرض نشدند
برچسب: مرگی,
نویسنده: هلیا شاکری
وبگردی روزانه با ادم حس خوبی میده
برچسب: وبگردی,
نویسنده: هلیا شاکری
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری
جالبش این جاست ک کسی وبلاگ و نمیخونه و من واسه خودم همش پست میزارم
ولی نظر میخوام چ توقعی دارم-_- اینجا استیکر پوکر فیس واجبه
برچسب: پوکر,
نویسنده: هلیا شاکری
برچسب:
نویسنده: هلیا شاکری