مجازی
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 15:58
خب یکی دیگ از مرضام اینه ک تو مجازی وقتی تعداد فالورام زیاد میشه دیگ هر موقع چیزی میخوام بنویسم نمیتونم چون میدونم تعداد ادم زیادی داره نوشته هامو دنبال میکنه + نوشته شده در دوشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 5:0 توسط ツ 乙 ε ɨ ŋ ά β | Adblock test (Why?)
برگشت؟
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 15:58
داشتم به این فکر میکردم ک چرا اینجا رو هنوز نگه داشتم ؟من دیگه اون ادم قبلی نیستمیه ادم شکسته با یه زندگی داغون که سعی میکنه فقط زنده بمونه شاید بتونم خودمو اینجوری توصیف کنم + نوشته شده در چهارشنبه سی ام تیر ۱۴۰۰ ساعت 13:43 توسط ツ 乙 ε ɨ ŋ ά β | Adblock test (Why?)
:)
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 15:58
اون موقعی که این وبلاگ و ساختم راهنمایی بودم و الان دوسال دیگه لیسانس میگیرم :)حس عجیبی داره مدت طولانی یه چیزی و نگه داری ولی باهاش غریبه باشیمن با هیچ کدوم از آدمایی که اون موقع بودم حتی دیگه دوستم نیستم و تموم خواسته هام تغییر کرده این بلاییه که زمان سر آدم میارهاون ادما کسایی بودن که فکر میکر...
دلتنگی
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:31
بسی دلمان تنگ شده بود برای اینجا...
حرف
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:31
من خیلی وقتا از اینکه زیاد حرف دارم ساکت میشم اما کافیه یکی ی تلنگر بهم بزنه تا همونجا بشینم و زاربزنم جدیدا حتی نوشتنم برام سخت شده الان دوست دارم برم بالای یه کوه و تا میتونم داد بزنم و گریه کنم از اون موقعهاییه که کلی حرف دارم کلی دلتنگی دارم کلی ناراحتی دارم و نمیتونم کاری کنم و نمیتونم به کسی ب...
#غم
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:31
ی مرضی دارم خوشم میاد صفحه وبلاگاروباز کنم ولی حس خوندش نیست راستی روزباباهاتون مبارک دارم ب این فک میکنم که امسال اولین سالیه که فاطمه سادات بابا نداره و شعرایی که همیشه واسه باباش میگه رو امروز باید ببره بهشت معصومه
آینده
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 12:30
من هنوز اونجوری ک باید زندگیمو نساختم دارم تموم نیرومو جمع میکنم ک یه آینده ی مورد تایید خودمو داشته باشم خیلی چیزا مانع میشن طبیعتا اما باید بتونم باید،تنهایی و با امید ادامه میدم ،نتیجشم هرچی ک بشه مهم اینه ک من تموم تلاشمو کرده ام...
وب
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 12:30
همیشه فضای وبلاگو بیشتر از هر چیز دیگه ای دوست داشتم چون هیچوقت نمیفهمی خواننده خهای وبت کیانو بدون نگرانی همه حرفاتو میتونی بنویسی دیگ میلی واسه نوشتن توی دفترم ندارم یجورایی سختمه و اینک بد از مرگم حالا هر چند سال های دیگه ولی خب اون دفتر هستو ممکنه دست یکی بیوفته اما وبلاگ هیچوقت اینجوری نیست میش...
چند ساله دیگه...
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 12:30
چند ساله دیگه میام اینجا مینویسم توی یکی از بهترین دانشگاهای ایران رشته مهندسی دارم درس میخونم چند ساله دیگه میام از تموم موفقیتام براتون مینویسم از اونایی که الان برای ی آرزو و رویاعه اما اون موقع دیگ حقیقته فقطچند ساله دیگه میام از بهترین آدمای ز
روز مرگی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:40
روز مرگیاتونو یجا ثبت کنید تا یادتون نره. وقتی امروز کامنتاتونو خوندم فهمیدم هنوز کسایی م وبلاگ میخونن منقرض نشدند
وبگردی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:40
وبگردی روزانه با ادم حس خوبی میده
من
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:40
اینک چیزایی ک مینویسم از نظر دیگران خیلی چرت و بی معنیو لوسه اصلا برام مهم نیست چون همه نوشته های من حرفای دلمه و بر اساس شخصیت منه و اگر کسی با خوندنه اونا بهم بگه مسخرست ینی مستقیما ب خودم توهین کرده و برای همیشه جایگاهشو پیش من از دست داده و ی جوابیم ک همیشه بهش میدم اینه ک من ادمی نیستم ک کسیو م...
ملت عشق
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:40
توی این هفته ای ک گذشت خیلی ذهنم مشغول بود اول وقتی کتاب ملت عشق رو شروع ب خوندن کردم میخواستم بخشهایی از کتاب ک بنظرم جالب میومد و توی وبلاگ بنویسم بد همه اون چهل قاعده ی شمس تبریزی رو توی برگه های کوچولو نوشتم و تو اتاق چسبوندم ک همیشه جلوی چشمم باشه بد تصمیم گرفتم درمورد شخصیت های داستان دونه ب د...
پوکر فیس
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:40
جالبش این جاست ک کسی وبلاگ و نمیخونه و من واسه خودم همش پست میزارم ولی نظر میخوام چ توقعی دارم-_- اینجا استیکر پوکر فیس واجبه
جودی
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 19:11
خوشحالی ینی چیزی که منتظرش بودم رسید .مرسی رنگی رنگی جان
هری پاتر
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 19:11
بسته ی این ماه رنگی رنگی راجب هری پاتره ... شاید این ماهم سفارش بدم این بسته رو نظری راجب هری پاتر اگر دارید لطفا برام بنویسید
چخوف
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 22:01
به آدم دروغ میگویند. آدم دروغها را میبیند و به روی خودش نمیآورد! در واقع آنها را تحمل میکند! آنوقت فکر میکنند آدم احمق است، نمیفهمد! بعد ناسزاها و تحقیرها را تحمل میکند و جرأت نمیکند جانب آدمهای درستکار و آزاده را بگیرد! آنوقت خودش هم دروغ میگوید و لبخند میزند و اینها به خاطر یک لقمه نان، به خاطر گو...
رادیو چهرازی
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 22:01
رادیو چهرازی گوش بدید حالتون مثه حال من خوب میشه مهمونا میان و میرن ولی من دوست ندارم مهمون
باهار جمشید و دلبر
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 22:01
سر صُپی دوباره پاشدیم اومدیم خسته باشیم، جمشید پرید وسط گفت ببین چقد سمنو داریم، ببین زندگی هنوز خوشگلیاشو داره. گفتیم جمشید الحق که دیوونه ای، بیا بشین یه دیقه خسته باش جای این جلافتا سر صُپی. دستشو تا مچ کرد تو کاسه، گفت یعنی می خوام بهت بگم دنیای دیوونه ها از همه قشنگه :) بذا دهنت هر چی نداره صفا
...
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 22:01
عاشقیم صداناخن میده رو تخته سیاه